محسن لرستانی بی کس

همه توی خواب نازو

منم به فکر چشمای ناز اون

بیاد روزایی که من

میرقصیدم هی با ساز اون

نفس گیرترین دقایق

نتونست بمونه عاشق

بازم معرفت داشت

بهونه نیاورد و

رو راست گفت اونو میخوام

ازم معذرت خواست و

گفت خیلی مردی و

شرمندتم اونو میخوام

به پهنای صورت

براش گریه کردم

غمو هدیه کردم به قلبم

محسن لرستانی بی کس

براش قرض کردم

براش نذر کردم

بمونه تا تسکین شه دردم

اگه زیر چشام گود افتاد

توی شهر چو افتاد

که فلانی بی کس شد

اگه دیدی غرورم له شد

زندگیم مشکل شد

چون زمونه برعکس شد

اگه زیر چشام گود افتاد

توی شهر چو افتاد

که فلانی بی کس شد

اگه دیدی غرورم له شد

زندگیم مشکل شد

چون زمونه برعکس شد

همیشه یه زخمی باهامه

که هیچ وقت دیگه خوب نمیشه

کسی جات نمیاد

چون اینقدر مثل تو محبوب نمیشه نمیشه

چجوری تونستی نمونی

نمونی تا من اشک نریزم

خدا دید که مردم

تا گفتی خدافظ عزیزم عزیزم

اگه زیر چشام گود افتاد

توی شهر چو افتاد

که فلانی بی کس شد

اگه دیدی غرورم له شد

زندگیم مشکل شد

چون زمونه برعکس شد

اگه زیر چشام گود افتاد

توی شهر چو افتاد

که فلانی بی کس شد

اگه دیدی غرورم له شد

زندگیم مشکل شد

چون زمونه برعکس شد

اگه زیر چشام گود افتاد

توی شهر چو افتاد

که فلانی بی کس شد

اگه دیدی غرورم له شد

زندگیم مشکل شد

چون زمونه برعکس شد

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *